پرش به محتوا
خانه » روش های حل اختلاف در کسب و کار

روش های حل اختلاف در کسب و کار

(مناسب برای شرکت‌ها، کارخانه‌ها، عمده‌فروشی‌ها و سایر واحدهای تجاری)

مقدمه

در فضای کسب‌وکار، اختلاف میان شرکا، مشتریان، تأمین‌کنندگان یا حتی میان واحدهای داخلی سازمان یک امر طبیعی است. اختلاف‌ها اگر به‌درستی مدیریت نشوند، می‌توانند باعث اتلاف وقت، هزینه‌های بالا و آسیب به شهرت شرکت شوند. به همین دلیل آشنایی با روش‌های مختلف حل اختلاف اهمیت زیادی دارد.

در این مقاله، ابتدا روش‌های گوناگون حل اختلاف در کسب‌وکارها را معرفی می‌کنیم و سپس در پایان، پیشنهاد می‌دهیم کدام روش‌ها در چه موقعیت‌هایی ارجحیت دارند و دلیلِ این اولویت‌بندی چیست.

۱. انواع اختلاف در بستر کسب و کار

قبل از پرداختن به روش‌های حل اختلاف، ذکر چند مثال از اختلافات رایج در کسب‌وکارهای مختلف می‌تواند مفید باشد:

اختلاف بر سر اجرای تعهدات قراردادی

شرکت تولیدی X ادعا می‌کند کارخانه‌ی Y به تعهد تحویل قطعات در زمان مشخص عمل نکرده یا قطعات معیوب تحویل داده است.

اختلاف میان شرکا یا سهامداران

در یک عمده‌فروشی، یکی از شرکا می‌خواهد سهام خود را بفروشد و سایرین در قیمت‌گذاری یا انتقال سهم اختلاف دارند.

اختلاف مالی و حسابرسی

بخش مالی یک شرکت با مدیرعامل در خصوص تخصیص بودجه و نحوه گزارش‌دهی شفاف اختلاف‌نظر دارد.

اختلاف با تأمین‌کنندگان یا مشتریان

تأمین‌کننده‌ی مواد اولیه ادعا می‌کند پرداختی شرکت به‌موقع انجام نشده یا در کیفیت کالای دریافتی مشکلی وجود داشته است.

اختلافات داخلی (بین واحدها یا مدیران)

واحد تولید و واحد فروش در مورد میزان اولویت‌ دادن به سفارش‌های جدید یا کالاهای موجود دچار چالش هستند.

هر یک از این نمونه‌ها می‌تواند در زمره‌ی اختلافات تجاری و کسب‌وکار قرار گیرد و برای رفع آن، روش‌های متنوعی وجود دارد که در ادامه به تفصیل توضیح می‌دهیم.

۲. روش‌های اصلی حل اختلاف در کسب و کار

در کل، روش‌های حل اختلاف در کسب‌وکارها را می‌توان به دو دسته عمده تقسیم کرد:

روش‌های غیر قضایی و روش‌های قضایی

۲.۱. روش‌های غیر قضایی (ADR)

«ADR» به معنای «روش‌های جایگزین حل اختلاف» است که هدفشان کاهش مراجعه مستقیم به دادگاه و تسریع در حل موضوع با صرف هزینه و زمان کمتر است. زیرمجموعه‌های اصلی ADR عبارتند از:

۲.۱.۱. مذاکره (Negotiation)

تعریف: مذاکره یعنی دو یا چند طرف اختلاف به‌صورت مستقیم یا با واسطه‌ی حداقلی (مانند یک مدیر میانی یا وکیل) بنشینند و بدون دخالت نهاد ثالث، درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ موضوع اختلاف گفتگو کنند تا به توافق متقابل برسند.

ویژگی‌ها:

ساده و سریع: نیاز به تشریفات خاصی ندارد؛ کافی است طرفین آماده باشند مسئله را جلوی هم بگذارند.

هزینه کم: معمولاً تنها هزینه‌ی اصلی، وقتی است که از وکیل یا مشاور حقوقی برای تسهیل مذاکره استفاده شود.

حفظ روابط: چون فرایند دو جانبه انجام می‌شود، امکان حفظ یا تقویت رابطهٔ تجاری پس از حل اختلاف بیشتر است.

محدودیت‌ها:

نیاز به حسن نیت طرفین: اگر یکی از طرفین تمایل واقعی به تفاهم نداشته باشد یا فقط به‌دنبال خرید زمان باشد، مذاکره به نتیجه نمی‌رسد.

نبود ضامن اجرای قوی: در صورت عدم پایبندی به توافق ضمن مذاکره، پیگیری حقوقی بعدی لازم می‌شود.

۲.۱.۲. میانجی‌گری (Mediation)

تعریف: میانجی‌گری فرایندی است که در آن یک شخص بی‌طرف (میانجی یا مدیِر) به‌عنوان تسهیل‌کننده در مذاکره‌ی طرفین مشارکت می‌کند تا آن‌ها را به راه‌حل مشترک سوق دهد؛ اما خود حق تصمیم‌گیری ندارد.

ویژگی‌ها:

حفظ کنترل در دست طرفین: تصمیم نهایی همچنان با طرفین است و میانجی صرفاً راهنمایی و تسهیل می‌کند.

عینی‌تر از مذاکره صرف: وجود یک فرد بی‌طرف که تجربه‌ی حل اختلاف دارد، گاهی باعث می‌شود چالش‌های پنهان (مثلاً سوءتفاهم یا خِرَد اشتراکی) سریع‌تر شناسایی و برطرف شوند.

صرفه‌جویی در زمان و هزینه نسبت به دادگاه: هزینه‌ی میانجی‌گری معمولاً کمتر از یک دعوای قضایی است و فرایند به‌سرعت به توافق می‌رسد.

محدودیت‌ها:

وابستگی به تجربه و قضاوت میانجی: کیفیت فرایند و نتیجه‌ی نهایی تا حد زیادی به تبحر و اعتبار میانجی بستگی دارد.

نتیجه الزام‌آور نیست مگر در قالب توافق‌نامه‌ی کتبی: اگر توافق به صورت قرارداد امضا نشود، طرفین می‌توانند از اجرای آن خودداری کنند.      

۲.۱.۳. داوری (Arbitration)

تعریف: داوری فرایند حل اختلافی است که در آن یک یا چند نفر حَکَم (Arbitrator) به جای دادگاه، رأی صادر می‌کنند. این رأی (حکم داوری) در اغلب کشورها علیه قانون به رسمیت شناخته شده و برای اجرا لازم‌الاجراست.

ویژگی‌ها:

رأی نهایی و الزام‌آور: حکم داوری برای طرفین لازم الاجراست و قابل اعتراض محدودتری نسبت به رأی دادگاه دارد.

گمنامی و محرمانگی: برخلاف دادگاه که جلسات آن اغلب علنی است، داوری به شکل خصوصی انجام می‌شود و اسناد و مباحث مطرح‌شده در داوری محفوظ می‌ماند.

استفاده از تخصص داوران: داوران معمولاً افرادی هستند که ضمن آشنایی حقوقی، تجربه‌ی اقتصادی یا فنی مرتبط با موضوع اختلاف دارند؛ بنابراین حکم صادره تخصصی‌تر است.

محدودیت‌ها:

هزینه‌های متوسط تا زیاد: هزینه‌ی اجرت داور، هزینه‌ی مکاتبات و تشریفات اداری ممکن است از میانجی‌گری بیشتر باشد، اما معمولاً از دادرسی در دادگاه کمتر است.

عدم امکان طرح برخی دعاوی در داوری: در ایران، مطابق با آیین دادرسی داوری، برخی دعاوی (مانند دعاوی خانوادگی یا محکومیت‌های جزایی یا طرف دولتی) قابل ارجاع به داوری نیستند؛ اما اختلافات تجاری معمولاً مشمول داوری می‌شوند.

۲.۱.۴. سازش (Conciliation)

تعریف: سازش فرآیندی است شبیه میانجی‌گری، ولی نقش «سازشگر» فعال‌تر است و گاهی پیشنهاد راهکار برای حصول توافق را نیز ارائه می‌دهد. سازشگر معمولاً در ابتدا مواضع طرفین را جمع‌آوری و پس از تحلیل، پیشنهاد می‌دهد که چگونه اختلاف حل شود.

ویژگی‌ها:

پایین بودن قیمت نسبت به داوری: هزینه‌ی سازش معمولاً کمتر از داوری است.

انعطاف‌پذیری: چون پیشنهادات سازشگر به‌صورت غیرالزام‌آور است و طرفین می‌توانند آن را رد یا تعدیل کنند، فضای مذاکرات آزادتر خواهد بود.

محدودیت‌ها:

عدم الزام قانونی: اگر طرفین به صورت کتبی سازش نکنند، هیچ قدرت اجرایی برای سازشگر نیست.

وابستگی به حسن نیت در پذیرش پیشنهاد: اگر یکی از طرفین پیشنهاد سازشگر را نپذیرد، باید به روش دیگری (مثلاً داوری یا دادگاه) رجوع کند.

۲.۱.۵. ارزیابی کارشناسی (Expert Determination)

تعریف: در برخی از قراردادهای تجاری، طرفین توافق می‌کنند اگر بر سر امری تخصصی (مثلاً تشخیص کیفیت کالا، ارزیابی مالی یک پروژه یا تعیین خسارت فنی) اختلاف پیدا کنند، موضوع به یک کارشناس خبره ارجاع شود. تصمیم یا گزارش آن کارشناس برای طرفین -در صورتی که در قرارداد ذکر شود – لازم‌الاجراست.

ویژگی‌ها:

سرعت و دقت: صدور رأی کارشناسی نسبت به دادرسی رسمی کوتاه‌تر است و از تخصص فردی استفاده می‌شود که مهارت فنی دارد.

مناسب برای اختلافات تخصصی: وقتی موضوع اختلاف بسیار فنی یا مهندسی یا مالی باشد، هیچ دادگاهی نمی‌تواند مثل یک کارشناس خبره در آن زمینه تخصص داشته باشد.

محدودیت‌ها:

محدود به مسائل تخصصی بوده و توان تشخیص مباحث حقوقی کلی را ندارد.

احتمال عدم بی‌طرفی: اگر کارشناس از هر دو طرف خسارت یا حق‌الزحمه دریافت کند، ممکن است بی‌طرفی او محل تردید قرار گیرد.

۲.۱.۶. هیئت‌های حل اختلاف درون‌سازمانی (Internal Dispute Resolution Committees)

تعریف: برخی از شرکت‌ها یا کارخانه‌ها، در بخش منابع انسانی یا واحد‌های ویژه‌ای به نام «کمیته‌ی حل اختلاف» یا «انجمن توافق داخلی» تشکیل می‌دهند تا اختلافات کارکنان با یکدیگر یا با مدیریت، بدون دخالت مراجع خارجی برطرف شود.

ویژگی‌ها:

آشنایی بیشتر با فضای کاری و ساختار سازمان: اعضای کمیته معمولاً از مدیران میانی یا افرادی هستند که سابقه‌ی خوبی در امور سازمان دارند و با فضای درونی شرکت آشنا هستند.

سهولت دسترسی و سرعت تصمیم‌گیری: چون همه‌ی اعضا در داخل سازمان هستند، رسیدگی سریع‌تر انجام می‌شود و نیاز به طی مراحل بیرونی نیست.

محدودیت‌ها:

ریسک جانب‌داری یا فشار از سمت مدیریت ارشد: در برخی مواقع ممکن است کارکنان تصور کنند کمیته نمی‌تواند بی‌طرف باشد.

عدم الزام قضایی: تصمیمات کمیته الزام‌آور اجرایی نیستند مگر اینکه طرفین رسماً به اجرای آن تن دهند.

۲.۲. روش قضایی (Litigation)

وقتی اختلافِ تجاری یا حقوقی به مرحله‌ای برسد که هیچ یک از روش‌های ADR نتیجه‌بخش نباشد یا برای موضوع اهمیت یا خطر حقوقی بالایی وجود داشته باشد، ناگزیر باید به دادگاه حقوقی یا دادگاه عمومی مراجعه کرد. این روش در ایران تحت عنوان «طرح دعوی در دادگاه» یا «دادخواست حقوقی» شناخته می‌شود.

۲.۲.۱. دادخواست حقوقی (دعوای حقوقی در دادگاه)

تعریف: فرایند رسیدگی در دادگاه عمومی حقوقی (یا دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی در مراحل بالاتر) برای احقاق حق.

ویژگی‌ها:

قانون‌محوری و مستند به آیین دادرسی مدنی: همه‌ی مراحل دادرسی (تقدیم دادخواست، ابلاغ اوراق، ارائه‌ی دفاعیه یا دادخواست متقابل، جلسات دادرسی، صدور رأی) بر اساس مقررات کتاب آیین دادرسی مدنی و قانون مدنی ایران انجام می‌شود.

احکام لازم‌الاجرا (با امکان اجرای ید و توقیف اموال): اگر دادگاه حکم به پرداخت مبلغ یا الزام به ایفای تعهد بدهد، امکان استفاده از اجرای احکام مدنی برای توقیف اموال خوانده و وصول طلب وجود دارد.

قابلیت تجدیدنظر و فرجام‌خواهی: اگر خواهان (دادخواست دهنده) یا خوانده (طرف مقابل دعوا) به رأی دادگاه بدوی اعتراض داشته باشد، می‌تواند پرونده را به دادگاه تجدیدنظر ارسال کند و در مراحل بعدی در صورت شرایطی، تا دیوان عالی کشور پیش ببرد.

محدودیت‌ها:

طولانی بودن فرایند: بسته به پیچیدگی پرونده و شلوغی دادگاه‌ها، زمان رسیدگی می‌تواند از چند ماه تا چند سال طول بکشد.

هزینه‌های دادرسی بالاتر: علاوه بر هزینه‌ی دفتریه دادگاه، هزینه‌های حق‌الوکاله وکیل، هزینه‌ی کارشناسی (در صورت نیاز) و حتی هزینه‌های سفر و اقامت (در صورت بررسی در شهر یا استان دیگر) ممکن است زیاد باشد.

علنی شدن اکثر جلسات (در برخی موارد): اگرچه برخی دعاوی (مانند دعاوی خانواده) محرمانه هستند، ولی بسیاری از دعاوی حقوقی تجاری در جلسات علنی مطرح می‌شوند و امکان افشای اسناد محرمانه وجود دارد.

۳. ارجحیت روش‌های حل اختلاف در کسب و کار

هرچند در عمل ترتیب و اولویت‌بندی روش‌های حل اختلاف ممکن است با توجه به نوع اختلاف، حجم طرفین و موضوع مالی یا فنی متفاوت باشد، اما به‌طور کلی نسبت به هزینه، سرعت، حفظ رابطه و احتمال اجرای موفق نتیجه می‌توان الویت‌های زیر را پیشنهاد داد:

۱-مذاکره مستقیم (Negotiation):  کمترین هزینه و پیچیدگی- سرعت بالا- بیشترین شانس حفظ روابط تجاری

۲- میانجی‌گری (Mediation): استفاده از فرد بی‌طرف برای تسهیل گفتگو- کمترین افشای اطلاعات محرمانه- نتیجه دوجانبه و توافق‌محور

۳- سازش (Conciliation): پیشنهادهای تخصصی سازشگر برای حل اختلاف- زودبازده‌تر از روش‌های داوری و قضایی

۴- ارزیابی کارشناسی (Expert Determination): مناسب اختلافات فنی و تخصصی- سرعت بیشتر نسبت به دادرسی قضایی- تمرکز بر جنبه‌ی تکنیکی موضوع

۵- داوری (Arbitration): رأی الزام‌آور و قابل اجرا در سطح جهانی- حفظ محرمانگی اختلاف- تخصصی بودن فرآیند داوری

۶- دعوای حقوقی (Litigation): آخرین راه‌حل در صورت شکست روش‌های غیرقضایی یا اهمیت بالای موضوع- امکان استفاده از اجرای احکام رسمی- مستند به قانون و رویه‌ی قضایی

نتیجه‌گیری

در کسب‌وکارهای امروزی (شرکت‌ها، کارخانه‌ها، عمده‌فروشی‌ها و هر واحد تجاری دیگری)، اختلاف میان طرفین تقریباً اجتناب‌ناپذیر است. اما آنچه اهمیت دارد، انتخاب روشِ مناسب برای حل اختلاف است تا هم در وقت و هزینه صرفه‌جویی شود و هم روابط تجاری و اعتبار شرکت حفظ گردد.

قبل از انتخاب هر روش، با یک وکیل یا مشاور حقوقی مشورت کنید. ممکن است در قرارداد اولیه‌ی شما بندی وجود داشته باشد که الزاماً باید اختلافتان به داوری یا ارجاع به کارشناسی ارسال شود. در این صورت، باید طبق قرارداد عمل کنید.

همچنین، اگر نیاز به شناسایی سریع دلایل حقوقی و مستندات دارید، وکیل می‌تواند در مراحل اولیه (حتی مذاکره) شما را راهنمایی کند.

با استفاده از این چارچوب، مدیران و صاحبان کسب‌وکار می‌توانند متناسب با ویژگی‌های اختلاف، نوع قرارداد و میزان اهمیت موضوع، بهترین روش را انتخاب کنند. در نهایت، تلاش برای حل مسالمت‌آمیز و غیرقضایی اختلاف، ضمن حفظ منابع مالی و زمانی شرکت، به ارتقای همکاری‌های آینده نیز کمک قابل ملاحظه‌ای خواهد کرد.

WhatsApp